
باخبر شدم دلارام علي تنها به سبب شركت در تجمع 22 خرداد در ميدان هفت تير به حكمي سنگين محكوم شده است. دو سال و ده ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق!!
دغدغه هاي او دغدغه همه زنان و آزاده گان است. اميدوارم دلارام عزيز و تمامي همفكرانش آگاه باشند كه مورد احترامند و ما آگاه باشيم كه اينان قدم در راهي مي گذارند كه بسياري از ما را توان تحمل مشكلات آن نيست.

درود بر شما آقاي ناصحي
1)در باب ذاتا راديكال نبودن فمينيسم در پاسخ پيشين سخن گفتم. باز پافشاري ميكنم كه تلاش براي به رسميت شناختن حقوقي كه در دوران متفاوت ناديده انگاشته شده است را نميتوان تندروي ناميد فقط از اين رو كه وضع موجود را- هر چند حقانيتش توسط عده اي بديهي به نظر آيد- به چالش ميكشد. اگر بر راديكال بودن آن اصرار مي ورزيد مصداق بياوريد تا پاسخ دهم.
2)ترديدي نيست فمينيسم همانطور كه گفته اي در فرهنگ هاي مختلف ايده ال هاي كم و بيش متفاوتي را دنبال ميكند ولي كدام مكتب جهانشمولي را مي شناسي كه تمامي طرفدارانش بي كم و كاست يكسان فكر كنند؟ همه از سوسياليسم تصوري به نسبت مشابه در ذهن داريم ولي ايا سوسياليسم لنين و استالين يكي است؟ ايا سوسياليسم حزب كمونيست شوروي واحزاب همتاي امريكايي اش همانند است؟ با اين وجود هيچ كس اين مكتب را به پراكندگي نظري متهم نميكند يا حداقل به سبب تباين سلايق ان را از دسته مكاتب بيرون نميكشد.مفهوم فمينيسم روشن است و گوياي حقوق برابر. حال اگر در كشور هاي عرب زنان به دنبال مسايلي چون حق رانندگي و در اروپا به دنبال مسايلي چون سهم برابر در كابينه دولت هستند باز اصل همان برابري است.
3)نميدانم از كدام بخش نوشته هايم اينگونه برداشت كرده اي كه ميخواهم زنان در مردانگي با مردان رقابت كنند!!! مشكل شما همين رقابتي ديدن قضيه است دوست من. انچه من نگفته ام را ميگويي و برنده را تعيين ميكني؟ آري اگر صحبت شما رقابت در قدرت جسماني است مردان برنده اند. حال انكه در فمينيسم سخن از رقابت نيست. سخن از اخذ حقوقي است كه ماهيتا حق است نه از اينرو كه مردان آن حق را دارند.
4)پرسيده اي ايا معيار من براي حقوق زنان حقوق مردان است؟ اشاره كردم كه معيار برابري است كه ماهيتا وجود دارد. گرچه در مواردي مانند حق ازدواج موقت مقايسه حقوق زن و مرد غير قابل اجتناب است كه در اين مورد هم معيار همان است كه برابر باشند و سر در پي حقي كه هيچ يك ندارند نگذارند. فمينيسم نميگويد زنان هم حق ازدواج موقت دارند بلكه ميگويد مردان اين حق را ندارند. پس معيار همان برابري است نه حقوق جاري مردان.
5)بدون ترديد نيكو است اگر همان طور كه گفته اي حقوق زنان را ( که بي شک بسيار بيشتر از مردان پامال مي شود ) با معيار توانايي ها و نيازهاي زنان به بحث بگذاريم. مگر فمينيسم چيزي جز اين مي خواهد كه محكومش مي كني؟ حرف تمامي فمينيست ها از جوامع عقب مانده تا جوامع پست مدرن همين است كه توانايي هايشان مورد احترام باشد و نيازهايشان پاسخ داده شود.
6)نميدانم با بيان برخورد احساسي مرا خطاب قرار ميدهي يا كل همفكرانم را؟ ايا هر كه حق را طلب كند احساساتي مي داني؟ ايا دانشجويان كوي دانشگاه يا نمايندگان متحصن يا كارگران اخراجي را هم از اين دست ميداني يا فقط جنبش زتان است كه مورد غضب توست؟
7)گفته اي که بيرق فمينيسم را بر بام تفکرم ننشانم که خود کلمه فمينيسم هنوز به بلوغ معنايي نرسيده است و ممکن است به برداشت هايي غلط منتج گردد. مكاتب بسياري در تاريخ انديشه و فلسفه شكست خورده اند. تفكرات فراموش شده يا راهشان را به خطا رفته اند يا در جامعه اي مطرح شده اند كه ظرفيت درك انها را نداشته است يا از اساس اشتباه بوده اند. فكر ميكنم تو هم با من هم عقيده اي كه فمينيسم از پايه دچار مشكل نيست كه كلامش برابري است. اينكه راحش را درست نگزيند محتمل است از اين روست كه من هم چون تو از تندروي دوري ميكنم تا انجا كه ساكن و ارام نگردم و خاموشم نكنند. اما اينكه جامعه ايران چه زن چه مرد هنوز براي قبول برابري زن و مرد جوان است شايد قابل بحث باشد. پس بهتر نيست به جاي فراموش كردن خواسته هاي بحق حدود نيمي از جامعه خودمان را و ديگران را بيدار كنيم؟
از تبادل نظر با شما بسيار لذت مي برم.
شاد باشي!

در خردادماه زينب پيغمبرزاده از تجمع كنندگان مقابل دادگاه انقلاب با توديع وثيقه 15 ميليون توماني آزاد شد.
6/3بهاره هدايت از تجمع كنندگان روز 22 خرداد در ميدان هفت تير از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعليق در مي آيد محكوم شد.
21/3:دادگاه نسيم سلطان بيگي هز متهمان پرونده تجمع 22 خرداد 85 برگزار شد.
22/3:تجمع با عنوان "زن و آزادي" به دليل مخالفت استانداري برگزار نگرديد.