همين چندي پيش بود كه دوستي پندم مي داد كه اين بلاگ نوشتن ها و خواندن ها را چه سود!؟ ميگفت اين گرد هم آمدن ها را چه سود؟ ميگفت مگر مشكلاتي چنين با مخالفاني چنان بدين گونه حل شدني است؟ و اين روزها سخن از تجديد نظر در تمام قوانين مربوط به زنان است. مرا كاري نيست كه دنبال كنندگان اين اداعاها را فكر پاك به اين سخنان واميدارد يا سوداي سوءاستفاده از بهر تبليغات. مهم آن است كه در هر حال خواست ما را ديده اند و شنيده اند و پذيرفته اند- هر چند انگشت شمار-
آنرا كه دل از رنج نارواي زنان درد نيايد؛ آنرا كه آرزوي برابري نباشد؛ و آنرا كه از روزمرگي سر در پي اصلاح نباشد، گناهي است همسنگ جفاكاران و زورگويان!
اينكه در روزنامه قلم ميزني يا در محيط مجازي؛ اينكه در كلاس آموزگاري يا فرزندت را راهنما؛ اينكه مخاطبت بسيار است يا يك نفر، تفاوتي نمي كند به راستي. سخن گفتن از برابري را آنقدر ارزش هست كه اگر لحظه اي به زبانش بياوري به خودت ببالي.
شنيدن اخباري از عزم براي اين تغييرات گرچه پيروزي كامل نيست ولي گامي است اميدبخش براي دست يافتن به آن. ترديدي نيست كه اگر روزنامه و وبلاگ نبود؛ اگر تجمعات 22 خرداد و 13 فروردين نبود اكنون بهانه اي- كوچك يا بزرگ - براي شادماني نداشتيم. اندك نبودند آنها كه در اين راه زخم خوردند و ميخورند كه خود هم مايه ناراحتي است – از اينرو كه مصائب بسيار تحمل مي كنند – و هم مايه خوشحالي – از اينرو كه كم نيستند دوست داران حقيقي برابري –
پس بياييد همه باز هم بگوييم و بنويسيم و بخوانيم كه حق گرفتني است!
اندكي صبر سحر نزديك است!
جاييكه وكيل را به اتهام دفاع از موكل محكوم مي كنند؛ مجازات حبس براي خبرنگار به اتهام تهيه خبر شگفت انگيز نيست!
بهمن احدي امويي 22 خرداد سال گذشته در حالي كه تنها به عنوان خبرنگار از تظاهرات زنان گزارش تهيه مي كرد بازداشت شد و هفته اي را در زندان سپري كرد. و اكنون به اتهام اقدام عليه امنبت ملي! و اخلال در نظم و آسايش مردم!! به شش ماه حبس محكوم شده است!!!